على اكبر قرشى بنابى
12
تفسير احسن الحديث (فارسى)
5 - يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ . آيه استدلال است به معاد ، يك استدلال بسيار عجيب و منطقى ، و آن يكى از راههاى استدلال به معاد است كه در آخر سورهء حجر گذشت . خلاصه آن ، قياس عمل دوّم به عمل اول است ، شما كه امروز با چشم خود مىبينيد خاك به نطفه و نطفه به علقه و علقه به مضغه و سپس به انسان تبديل مىشود ، ديگر چه بعدى دارد كه روز قيامت اين عمل تكرار شود و خاك مبدل به انسان گردد . منظور از خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ظاهرا تبديل خاك به خوراكىها و سپس تبديل به نطفه است . گرچه بعضى آن را خلقت آدم در اول دانستهاند . « مخلقه » تام الخلقه و شكل يافته و آماده براى و لوح روح است غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ شكل نيافته و سقط شده است ، شايد آمدن غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ براى آنست كه كه اگر بخواهيم شكل آدمى پيدا نمىكند و از بين مىرود و اللَّه العالم . لِنُبَيِّنَ لَكُمْ يعنى : تا بعث و زنده شدن روز قيامت را براى شما روشن كنيم وقتى كه با چشم خود ديديد كه خاك مبدل به خوراك و نطفه و علقه و انسان مىشود ديگر شكى در شما باقى نخواهد ماند كه معاد و دوباره زنده شدن عملى است و چون استدلال تا اينجا تمام مىشود لذا « لنبين » و نتيجه گيرى پيش از تمام شدن آيه آمده است . وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً . تتمهء خلقت انسان است و نشان مىدهد كه انسان را در اين كارها اختيارى